زندگی!!
تازه آب و جارو کرده ام.
هنوز بوی نم اش نشاط بر می انگیزد.
نشاط حرکت.
بعدترها شاید فکر کنم که این هم حرکت نبوده انگار...
پ ن : شوخی های دوست عزیز ی باعث شد به فکر بیفتم که تا چه موقعی وقت هست!!
و بیشتر اینکه می خواهم ببینم که چقدر می شود در کنار نوع دیگری از زندگی، دغدغه هایت را پر و بال بدهی و آرزو هایت را واقعی کنی...
فعلا یک قدمش را می خواهم بر دارم. قرار شده این ترم با خودم آرام پز(!) ببرم خوابگاه!!!!!!
پ ن.جدی تر از متن : رمضان مبارک.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 14:35 توسط فائزه زمانی
|
یاد داشت های گاه و بی گاهی.