دوباره، همان خطبه ی نهج البلاغه، عیدانه ام می شود.

این بار اما، از آن اطمینان روزهای جوانی، خبری نیست . از آن لذت عمیق ، چیزی نمانده.

یک چیزهایی، هرگز، قابل ترمیم نیستند انگار.

"من عرف من اخیه، وثیقه دین و سداد طریق، ..."

هنوز دعایم برای تو همان است اما...

برای خودم ، نمی دانم.