بی شرح/
دوباره، همان خطبه ی نهج البلاغه، عیدانه ام می شود.
این بار اما، از آن اطمینان روزهای جوانی، خبری نیست . از آن لذت عمیق ، چیزی نمانده.
یک چیزهایی، هرگز، قابل ترمیم نیستند انگار.
"من عرف من اخیه، وثیقه دین و سداد طریق، ..."
هنوز دعایم برای تو همان است اما...
برای خودم ، نمی دانم.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۸۹ ساعت 23:29 توسط فائزه زمانی
|
یاد داشت های گاه و بی گاهی.