گوشی ام خراب شده است. روشن می شود اما صفحه اش سیاه است و معلوم نیست کی زنگ می زند. یا اگر من بخواهم به جایی تلفن بزنم، باید از حفظ شماره بگیرم. Sms که دیگر اصلا معنی نمی دهد در این شرایط. خلاصه این که به هیچ دردی نمی خورد. چاره ای نیست. به گوشی قدیمی ام متوسل می شوم. و توی دلم می گویم که : صد رحمت به این!
خیال می کردم مشکل این گوشی قدیمی، inbox اش باشد که نباید چشمم بهش بیفتد. ، اما انگار کهmissed call ها وdraft اش از آن هم بد تر است.
همیشه، مشکل سر تماس های جواب نداده و حرف های نزده است...
پ.ن: از خودم می پرسم که اگر این حرف هایی را که حالا توی draft جا خوش کرده اند، به وقتش، می فرستادم برای صاحبش، اوضاع بهتر بود؟
به خودم جواب می دهم که : بله. بهتر بود. بهتر بود واقعا.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 18:17 توسط فائزه زمانی
|
یاد داشت های گاه و بی گاهی.