هوای گرم دم کرده،آفتاب داغ،امتحان ها،حقوق و قوانین شهری،پرهیز از تفصیل بیهوده،لزوم رعایت زبان علم،جنون معدل بالا،کارهای نیمه تمام...

سر جای خودش.....

 

کتاب های نخوانده،فیلم های ندیده،حرف های نزده،نامه های ننوشته،درگیری های حل نشده ی ذهن.....

سر جای خودش.....

 

تلفن آخر معلم گرامی،گپ آخر با دوست هم رشته،نامه ی آخر رفیق شفیق، دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای....

سر جای خودش....

 

اشک های دوست غیر سمپادی سر فیلم های جشن فارغ التحصیلی به جای من،،آلبوم خاطرات،دلتنگی های این روزها،بریم یه عصر دیدنش بچه ها....

سر جای خودش.....

 

دعای کمیل،تضرعی که اهلش نیستم و تو هم می دانی،دلم کو که بشکنه؟،پست آخر رفیق..،یقین،صبر،آیه های هر شب دوست دندان پزشک آینده!،شکر،آدم که همیشه نمی گه که دعا کرده برای کسی....

سر جای خودش.....

 

یک بعد از ظهر گرم و طولانی،دوست قدیمی،صداقت،تاخیر فاز،دلت یه جایی محکمه برااادر،خداش در همه حال از بلا نگه دارد....

سر جای خودش....

 

غم وطن!،عرق ملی!،سیاست زمین سوخته،یادآوری روزهای سیاست بقا،سهولت حدس و باورش غم انگیز تر از خودشه.....

سر جای خودش...

 

چارچوب محترم،شرایط خاص،سازگاری با محیط،از فرشته ها کی نیومده؟،یه صلوات بفرستین...

سر جای خودش.....

 .

 .

این روز ها...صدای بچه ها که با دل های تا نخورده و معصوم،روی کاغذ های سفید دورتادور حیاط با دست های کوچک معجزه آفرین،آرزوهایشان را نقاشی می کنند،توی گوشم می پیچد...

و بعد تر ها شاید...

هر کدامشان سر جای خودش.....