13 آبان.
امروز،
دلم می خواست تا ابد توی آن فضایی که به قول منصوره فقط ۳ ساعت و نیم اکسیژن دارد، بمانم. و لذت چشم دوختن و لبخند زدن به صداقت خالص دخترک های دبیرستانی را به خورد تک تک سلول هایم بدهم.
دلم می خواست صداهای بیرون را نمی شنیدم...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 20:57 توسط فائزه زمانی
|
یاد داشت های گاه و بی گاهی.