انسانم آرزوست...
...
" به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب آگاهم که زندگی،
یک سر،
صحنه ی بازی ست.
اما، همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
.
.
.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.... "
"نادر ابراهیمی. بار دیگر شهری که دوست می داشتم."
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۸۸ ساعت 13:13 توسط فائزه زمانی
|
یاد داشت های گاه و بی گاهی.